ذرهبينمان را برداشته بوديم و به دقت اشکالات عملکرد خاتمي و دولت اصلاح طلبش را ميکاويديم. اما چند روزي است که ذره بينمان را به کناري نهادهايم و با حيرت به سخنان و ژستهاي انتخاباتي کانديداهاي انتخابات گوش ميکنيم. يا ما از پشت کوه آمدهايم و يا برخي از اين کانديداهاي بزرگوار. به جاي ذرهبين، دوربينمان را برداشتيم تا به گذشته بنگريم و ببينيم ما و اين کانديداها از کجا بدين جا رسيدهايم.
يادتان ميآيد آن روزهايي را که اصلاح طلبان در صدد انتخاب اولين وزير زن جمهوري اسلامي بودند و از سوي نهادهاي مختلف به ظاهر ديني، تکفير و تفسيق مي شدند؟ آن روز را به خاطر مي آوريد که افخمي – نمايندهء مجلس ششم – با آستين کوتاه به مجلس رفت و چه مقالاتي در مذمت رفتار او نوشتند؟ يادتان مي آيد مرداد 76 را که دبير کل سابق جامعة روحانيت مبارز براي آنکه حکم خاتمي تنفيذ نشود چه کارهايي کرد؟ آن روزها را به ياد ميآوريد که حجاريان روي تخت بيمارستان با مرگ دست و پنجه نرم ميکرد؟ احتمالا هنگامي که به گذشتهها فکر مي کنيد، خيلي چيزهاي ديگر را نيز به خاطر ميآوريد. جالب است برخي از سخنان کانديداها را با رفتارهاي قبليشان مقايسه کنيم.
احمدي نژاد در صدا سيما مينشيند و ميگويد که "دولت بايد حرفهاي ديگران را بشنود. شايد از ميان 100 حرفي که زده ميشود، يک حرف مفيد پيدا شود." خاتمي با اين شعار آمد و سعي کرد که چنين باشد، 16 آذر 83 را به خاطر ميآوريد؟ اما خود دکتر يک ماه پيش در مقابل سخنان رئيس جمهور دربارة ترافيک شهري، با چه لحني پاسخ داد؟ اصلاح 40 روزة آسفالت خيابانهاي تهران يادتان است؟
قاليباف که آمده بود دانشگاه ما (به دعوت بسيج) ميگفت که با عملکرد اقتصادي مجلس هفتم در تثبيت قيمتها موافق نيست. (CD سخنرانيها در دفتر بسيج موجود است) اما چه شد که بعد از 3 ماه الياس نادران مي آيد در گفتگوي زندة خبري و ميگويد که ما با قاليباف اتمام حجت کردهايم که سياستهاي اقتصادي ما را اجرا کند؟ سردار، اين حرف شما نيز مانند همان حرفهايي بود که به وبلاگ نويسان در جهت حمايت از ايشان زده بوديد؟ نامة تيرماه 78 سرداران سپاه به خاتمي يادتان هست؟
از انتخاب شيرين عبادي احساس شعف ميکنم ... مد و آستين کوتاه پوشيدن به سلايق افراد مرتبط است، نباسيتي در حريم خصوصي افراد دخالت کنيم ... منع قانوني براي رفتن زنان به ورزشگاههاي بزرگ نداريم. مشکل، مشکل اجرايي است ... فکر ميکنيد اين سخنان کيست؟ دکتر علي اردشير لاريجاني، رئيس سابق صدا و سيما! اين سخنان را در فيلم تبليغاتي خود ايراد فرمودند. ميخواستم از عملکرد لاريجاني در سانسور خبر رئیس جمهور و اصلاح طلبان، بودجة هنگفت صدا و سيما و فروش وقت مردم براي مشاهدة مسابقاتي با جوايز ميليوني و مشاهدة تبليغات شبانه روزي، کيفيت پخش مسابقات فوتبال، امپراطوري رسانهاي در صدا و سيما و روزنامهها و مجلات، و بسياري چيزهاي ديگر بنويسم و بگويم که آقاي دکتر، دولت مدرن نيز اين گونه است؟ اما فيلم تبليغاتي ايشان انگشت حيرتم را به جاي آنکه انگشت قلم گيرم باشد، به دهانم برد!
دکتر رضايي نيز جلوي دوربين صدا سيما مينشينند و با اعتراض ميگويند چرا زنان در کابينههاي قبلي نبودند؟ من 3 وزير زن در کابينهام ميگذارم. يکیشان را در وزارت خارجه برای مقابله با خانم رايس میگذارم. عدالت سياسي نيز مهمتر از عدالت اقتصادي است. (بدون شرح)
در مورد هاشمي سخن گفتن سخت است. چرا که نميدانيم کارناوالهاي طرفدارانش را ببينيم، مقاله نويسان روزنامة شرق را ببينيم و يا آيت الله مهدوي کني و حمايت رسمي جامعة روحانيت مبارز را از ايشان.
دوستي ميگفت اين حرفها را ول کن، برنامههايشان را نقد کن. يکي ديگه ميگفت اينها در شعار دادنهايشان CopyRight را رعايت نميکنند؟ ديگري ميگفت ببين جنبش اصلاحي ايران چه کساني را وادار به بيان چه حرفهايي کرده است! من هم گفتم: خاتمي که گاهي ترسيد، گاهي اشتباه کرد، گاهي موقعيت سوزي کرد، گاهي بي کفايتي کرد و گاهي بي تفاوتي از خود نشان داد، ولي سرانجام توانست حرفهايش را به مجموعة حاکميت و آناني که 9 روز يکبار برايش بحران به وجود ميآوردند، (حداقل در حد شعار) بقبولاند.
ذرهبين و دوربينمان را در کولهبارمان بگذاريم و با هم يک گام ديگر به جلو برداريم.
همچنین ببینید آخرین نظرسنجی انتخاباتی